قهرمان ميرزا عين السلطنه

1500

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بازگشت به زنجان شنبه 25 - تا شهر راهى نيست . ديرتر هم سوار شديم . همه‌جا سرازير آمديم . برف در اين سمت هيچ نيامده . از سرماى قوس و برف و يخ آن اثرى نبود . خمسه همه‌ساله اين‌وقت تمام راهها مسدود و برف يك ذرع در صحرا بوده ، امسال خيلى خشك است . خداوند عاقبت اين خشك‌سالى را به‌خير بگذارند . چهار به غروب مانده از ميان بازار و شهر وارد عمارت حكومتى شديم . حضور مبارك مشرف شده ناهار مختصرى خورد [ يم ] . كنه و شپش معركه كرده . آبادى در بدن ما نيست . غروب اندرون رفتم . همه الحمد لله سلامت بودند . از طهران خيلى كاغذ داشتم . اخبار تازه نبود . عايدات اين سفر پانزده قاطر ، يك اسب ، دو كره ، دويست تومان نقد از اين سفر عايد شد . دوشنبه 4 شهر رمضان - شبها تا شش از شب رفته بيرون هستم و بعد اندرون مىروم . دو شب اول قدرى خواب رفتم ليكن دو شب است خواب نمىروم . عسكر باز در طارم به همراهى سيد تراب بناى مختصر هرزگى را گذاشته مأمور و احكام روانه شد . بلوك گردشى بس ! پس از رفتن من تلگرافى از اتابك اعظم مىرسد كه شاه دستخط فرموده بودند عين السلطنه به طارم نرود ، بلوك گردشى شاهزاده بس است . معلوم شده برهان السلطنه عريضهء جعلى از قول طارميها كرده و اين دستخط صادر شده . من مىروم ولايت آنها را نظم بدهم ، برعكس اين قسم دستخط مىفرمايند . ايل و افواج دويرن - افشار - خمسه بارى با پست كاغذى از جناب فخر الملك رسيد كه ايل دويرن را اعليحضرت اقدس همايونى به من رجوع فرمودند و دستور العملى خواسته بود . از اين مسئله خيلى خوشحال شديم . هرچه باشد باز از خود ما است . امسال اين پسره جلال السلطنه پدر اين ايل را درآورد . حاليه براى فخر الملك چيزى نمانده ، مگر همان مواجب سوار كه آن را هم رشيد الدوله رويش دست انداخته كه برحسب كتابچه و دستخط تمام حقوق قشونى خمسه را من بايد گرفته در حضور شما به‌دست آحاد و افراد آنها بدهم . چون براى ما هم فرقى نداشت بروات را به او داديم . به جهانشاه خان و سوار افشار كه زورش نرسيده به